سال هاست که کلیدواژه توسعه دریامحور در محافل سیاسی و کارشناسی کشور دست به دست می شود و تفسیر غالب، انتقال پایتخت یا تمرکز تمام امکانات در یک نقطه خاص از سواحل مکران است. اما بیایید با واقعیت روبرو شویم؛ اصرار بر ایجاد یک “پایتخت دریایی” در یک نقطه واحد، تکرار همان اشتباه تمرکزگرایی تهران در کنار دریاست. این رویکرد سنتی نه تنها قدرت مانور استراتژیک ما را بالا نمی برد، بلکه باعث هدررفت منابع در رقابت های فرسایشی بین استان ها می شود. در مقابل، پارادایم جدیدی تحت عنوان پایتخت دریایی شبکه ای مطرح شده است که به جای تمرکز بر یک نقطه، بر اتصال و هم افزایی چهار استان ساحلی جنوب تاکید دارد. در این مدل، نوار ساحلی جنوب نه به عنوان جزایر جدا افتاده، بلکه به عنوان یک کریدور کرانه ای واحد دیده می شود که رقیبی جدی برای کریدورهای تجاری همسایگان خواهد بود.
به گزارش دریابان، چالش اصلی جنوب کشور امروز گسست زیرساختی است. ما با چهار استان قدرتمند (خوزستان، بوشهر، هرمزگان و سیستان و بلوچستان) طرف هستیم که هرکدام ساز خود را می زنند. در مدل شبکه ای پیشنهادی، تقسیم کار تخصصی جایگزین رقابت مخرب می شود:
-
هرمزگان: با تکیه بر تنگه هرمز و بندر شهید رجایی، نقش دروازه تجارت و مدیریت دریایی را ایفا می کند.
-
بوشهر: با وجود پارس جنوبی، موتور محرکه انرژی و درآمد ارزی است که البته به شدت از نبود اتصال ریلی رنج می برد.
-
خوزستان: به عنوان ستون فقرات صنعتی و جمعیتی، نقش پشتیبانی و انبار استراتژیک غلات و کالا را بر عهده می گیرد.
-
سیستان و بلوچستان: با محوریت چابهار، پیشران ترانزیت اقیانوسی و نقطه اتصال به هند و آسیای میانه خواهد بود.
اما پاشنه آشیل این طرح بزرگ کجاست؟ پاسخ در دو کلمه خلاصه می شود: ریل و سرمایه. وضعیت فعلی استان بوشهر یک تراژدی اقتصادی است؛ قطب انرژی کشور هنوز به ریل سراسری وصل نیست و این یعنی هزینه حمل و نقل جاده ای تا هفت برابر بیشتر از ریل تمام می شود. از سوی دیگر، تا زمانی که راه آهن چابهار – زاهدان تکمیل نشود، صحبت از تبدیل شدن به هاب ترانزیت منطقه، شعاری بیش نیست. ناترازی زیرساختی باعث شده تا کریدور شمال-جنوب عملا معطل باقی بماند و فرصت های طلایی ترانزیت به جیب رقبای منطقه ای واریز شود.
برای عبور از این بن بست، نیاز به یک جراحی مدیریتی داریم. پیشنهاد کارشناسان، تشکیل یک نهاد فرادستی تحت عنوان شورای عالی توسعه پایتخت دریایی شبکه ای است. نهادی که بتواند با الزام صنایع بزرگ (پتروشیمی ها، فولاد و وزارت نفت) به سرمایه گذاری در زیرساخت ها، قفل تامین مالی پروژه های ریلی را بشکند. تنها در این صورت است که جنوب ایران از یک منطقه محروم با پروژه های نیمه تمام، به پیشانی توسعه ملی و بازیگر اصلی اقتصاد جهانی تبدیل خواهد شد.
نظر شما چیست؟ به نظر شما آیا صنایع بزرگ مستقر در جنوب (مثل پتروشیمی ها و فولاد) حاضر می شوند بخشی از سود خود را صرف تکمیل راه آهن و زیرساخت های عمومی کنند، یا دولت باید همچنان به تنهایی بار این پروژه های سنگین را به دوش بکشد؟ دیدگاه خود را بنویسید.




پیشنهاد دریابان
پربازدید ها